|
جاذبه هاي طبيعي ايران گردشگران را فرا ميخواند
4 فصل با يك بليت
رشد روز افـزون وسهم فزاينده توريسم در اقتصاد جهاني هر روز چرخه اي تازه بر سازوكار بنيادين اين صنعت ميافزايد؛ تا جايي كه صنعت توريسم خود تبديل به نمونه اي از دهكده جهاني مي شود. بنابراين توسعه فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي در بسياري از ابعاد با فعاليتهاي مرتبط با امر جهانگردي گره خورده است.
صنعت جهانگردي تلفيقي از فعاليتها، خدمات و صنايع مختلف است، لذا شامل اركان اساسي خاصي است كه ميتوان آنها را به دو دسته كلي زير تقسيمبندي نمود:
1- منابع جهانگردي شامل منابع طبيعي، منابع فرهنگي و منابع انسانساخت هستند كه خود به نحوي اشكال مختلف جهانگردي را ايجاد مي كنند.
2- زيرساختها كه در برگيرنده تمامي ساخت و سازهاي زيربنايي و روبنايي يك كشور محسوب ميشود و به طور عمده شامل سيستمهاي ارتباطي، سيستمهاي بهداشتي، حمل و نقل واجزاي آن، هتلها، رستورانها، مراكز خريد، مراكز تفريح و.... هستند.
طبق بررسي هاي (W.T.O) در قرن 21 صنعت توريسم بعد ازصنايع نفت- گاز و خودرو سازي به سومين صنعت برتـر قرن تبديل ميشود ؛ تا جايي كه از هر 10 شغل 1 شغل به توريسم مربوط است؛ به طوريكه ارزش مبادلات اين صنعت به رقمي معادل 5/1 تريليون دلار خواهد رسيد و نخستين رتبه درآمد زايي در مقياس با حجم سرمايه گذاري را به خود اختصاص خواهد داد ؛ براساس اطلاعات موجود، در ازاي هر يك ميليون دلار درآمد توليد شده درصنعت(توريسم)20هزار شغلجديد ايجاد ميشود؛سازمان جهانيجهانگردي معتقد است كه بيش از50 درصد از معضلات اشتغال در كشورهاي درحال توسعه، از طريق توسعه صنعت گردشگري قابل حل است. با اين حال اين صنعت هم اكنون دوران نو پايي خود را سپري مي كند . اين دگرگوني به سمت اقتصاد مبتني بر خدمات، به طور عمده ناشي از افزايش ثروت و بيشتر شدن اوقات فراغت است.
صاحبنظران مي گويند: گردشگري با تکيه بر ويژگيهاي منحصر بفرد کشورهايي که داراي مزيتهاي ويژهاي چون مناظر طبيعي، تنوع اقليمي، آثار باستاني و تنوع فرهنگي و تمدني هستند، مي تواند جايگاهي خاص در برنامههاي توسعه ملي کشورها داشته باشد.در نتيجه توسعه گردشگري گامي است در راستاي بالابردن شاخصهاي توسعه انساني، افزايش بهره وري و کارآمدي نيروي انساني، اشتغالزايي،حفظ محيط زيست، تعامل فرهنگها، توسعه گفتمان ها و تنوع بخشي به اقتصاد و خلق مزيتهاي جديد.
گردشگري بين المللي و ايجاد فرصتهاي ارز آوري و اشتغال محلي شکل ايده آل توسعه در مناطقي دور افتاده و روستايي است که به دلايل عمده از جمله تمرکز بيشتر عوامل توسعه اي درمراکز و عدم دسترسي مناطق حاشيه اي و دور افتاده به عناصر توسعه از توسعه لازم برخوردار نيست.در نتيجه گسترش مشاغل توريستي در مناطق دور افتاده از ارزش و جايگاه بيشتري نسبت به شهرها و مراکز توسعه يافته برخوردار است. از سوي ديگر افزايش درآمد ارزي و بهبود در وضعيت تراز پرداختها، افزايش بهبود ساختار اقتصادي كشور، يك منبع درآمدي براي دولت، افزايش سطح اشتغال (بهبود خدمات GDP) توليد ناخالص ملي اجتماعي، تشويق فعاليتهاي کار آفريني از مزاياي اقتصادي گردشگري است.
گردشگري در ايران قدمتي به اندازه تمدن بشري
طبق آمار( W.T.O ) ايران در فاصله دهه هاي 46 تا 56 رتبه اول خاورميانه را در اين صنعت به خود اختصاص داده بود و اين در حالي است كه ايران با دارا بودن بيش از يک ميليون و 200 هزار اثر تاريخي و طبيعي ، در حال حاضر بر اساس اعلام شوراي جهاني گردشگري، اكنون در جايگاه سي و پنجم جهان قرار دارد.
طبق همين آمار ايران از نظر تاريخي و فرهنگي در جايگاه دهم ؛از نظر تنوع و شرايط اكو توريــسم در رتبه پنجم در جهان قـرار دارد و در توريـــسم پزشكی كـــه نو پا تر از همه است بعد از هند و اردن جايگاه سوم را در منطقه به خود اختصاص داده است.
طبق تحقيقات انجام شده توريسم فرهنگی به دليل آنكه مخاطبان آن عمدتاً افراد نخبه و متخصص جامعه میباشند در حال از دست دادن جاذبه های خود است. توريسم فرهنگي و تاريخي، با آنكه تاكنون به طور غالب نقش محوري در صنعت توريسم ايران داشته و داراي مزيتهاي فراوان و غيرقابل جايگزين است، اما از بازار محدودتري نسبت به ديگر شاخههاي توريسم برخوردار است . اين در حالي است كه بر اساس برآورد WTO رشد عمومي صنعت توريسم براي نخستين بار در دهه پيشرو (2000تا2010) بين 4/3 تا حداکثر 7/6 درصد پيشبيني ميشود، يافتههاي موجود بيانگر آن است که بيشترين قسمت از اين رشد در بخش اکوتوريسم به وقوع پيوسته و به طور کلي رشد اين بخش بين 10 تا 30 درصد خواهد بود . به اين ترتيب انتظار ميرود تا يک دهه ديگر شمار طبيعت گردان که اکنون هفت درصد از کل مسافران جهان را شامل مي شود، به بيش از 20درصد برسد. دسته بندي مورد اتکا در پژوهش مذکور، اکوتوريسم را آن بخش از سفرهايي که براي لذت بردن از حضور در طبيعت انجام ميشود، تعريف کرده است. اين تعريف در وجه عام خود جامع نبوده و بخش هاي مهمي همچون توريسم کوچ روستاگردي و ... را در بر نميگيرد.
اكوتوريسم بيش از تأسيسات رفاهي و اقامتي به منابع انساني احتياج دارد. به همين دليل نياز به جذب سرمايههاي هنگفتي ندارد و حجم انبوه تري از فرصت هاي شغلي را ايجاد مي كند كه منافع آن به طور مستقيم متوجه مردم بومي مي شود.
همچنين اكو توريسم علاوه برپديد آوردن هزاران شغل تازه، بهره برداري ناپايدار از عرصه هاي منابع طبيعي كشوررا به بهره برداري پايداراز اين منابع تبديل ميكند.
با توجه به اينكه ايران درجوار منطقه پر فشارحاره قراردارد داراي اقليم خشك،نيمه خشك ومرطوب است كه اين موضوع باعث به وجود آمدن چشماندازهاي متنوعي در ايران شده است.
يكي از نكات حائز اهميّت كه باعث شده ايران در رتبه پنجم اكوتوريسم دنيا قراربگيرد؛داشتن طبيعت چهارفصـل در خطـّهاي كوچك است كه به گردشگر اين امكان را مي دهد مدت زماني محدود از زيستگاه و منابع طبيعي مختلفي بازديد كند كه هر كدام از نظر تنوع زيستي داراي تفاوتهاي چشمگيـري است.
بررسيهاي جغرافياي طبيعي و همچنين امكان سنجي هركدام از جاذبه هاي توريستي قابل سرمايه گذاري در ايران حاكي از آن است كه اين صنعت در اين خطـّه يك منبع اقتصادي كم نظير وبسيار مستعداست لذا در تبيين سياستهاي جديد بايد با نگاهي تيزبينانه به آينده توجهات بيشتري را به اكو توريسم معطوف داشت. همچنين بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه با گسترش امكانات و ايجاد كاربري اقتصادي براي چشم اندازهاي طبيعي اعتبارات لازم درجهت حفظ آنها نيز فراهم شود.
غول صنعت گردشگري
صنعت جهانگردي غولي عظيم است كه روز به روز بزرگ و بزرگتر مي شود. شركت ها و سازمان هاي گسترده و بي شماري با هزاران هزار پرسنل متخصص دست در كار اين صنعت دارند و هر روز چرخهاي تازه بر ساز و كار بنيادين اين صنعت افزوده مي شود. و بازارها و فرصتهاي تجاري تازهاي ايجاد ميگردند. امروزه توسعه جهانگردي به عنوان پر درآمدترين صنعت روز دنيا، يكي از اهداف اصلي برنامهريزان، دستاندركاران و مسئولان دولتهاي حاكم در اكثر كشورهاي جهان است. افزايش جمعيت، پيشرفت علوم و فنون، افزايش زمان آزاد و فراغت و بسياري عوامل ديگر، باعث جلب توجه عموم مردم به مقوله جهانگردي شده است. امروزه صنعت جهانگردي به عنوان يكي از مهمترين صنايع جهان نقش عمدهاي در بهبود وضعيت اقتصادي كشورها وتوسعه اقتصادي آنها دارد.توسعه فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي در بسياري از ابعاد با فعاليتهاي مرتبط با امر جهانگردي گره خورده است. كسب درآمدهاي ارزي از منابع غير نفتي در ايران، تأكيد بر توسعه روابط فرهنگي با ساير ملل و تمدنها و ساير مقولاتي از اين دست، متوليان امر را به بازنگري در اهداف و برنامهها واداشته است. كارشناسان، صنعت گردشگري را به عنوانصنعت جايگزين نفت در ايران عنوان ميكنند. در حال حاضر بزرگترين معضلي كه كشور درصنعت توريسم و جذب گردشگر با آن مواجهاست نبود امكانات اقامتي مناسب و خدماترساني به گردشگران، بخصوص گردشگرانخارجي است. از طرفي در كشور ما، مانند كشورهاي توريستي ديگر كمترين بازاريابي و تبليغات صحيح و تخصصي در اين مورد صورت نميگيرد، در صورتي كه تبليغات و بازاريابي ركن اصلي جذب توريست و جهانگرد است. بسياري از کشورها اين صنعت پويا را به عنوان منبع اصلي درآمد، اشتغال زايي، رشد بخش خصوصي و توسعه ساختار زير بنايي مي دانند. ارتباطات مستقيم و غير مستقيم به عنوان بخشي از فرايند ارتباطات جهاني نقش اساسي در ايجاد شناخت و توسعه جهانگردي در ميان ملت ها ايفا کرده است. در هر صورت بايد صنعت توريسم را يک جمعيت مصرف کننده بسيار ايدآل براي توليد کنندگان دانست. نبايد فراموش كرد كه اين صنعت در عين درآمد زايي مي تواند در ايجاد اشتغال نوپا و پايدار در ميان مردم بومي جامعه و بهبود وضعيت معيشتي تأثيرگذار باشد. عدم مديريت جامع در وضعيت اسكان، تبليغات و بازارهاي جديد توريسم در ايران باعث مي شود كشور ما علي رغم داشتن تمام زمينههاي لازم براي شكوفايي اين صنعت در جايگاهي دور از انتظار قرار گيرد . ميتوان گفت اولين گام در جهت اقتصادي شدن گردشگردي نگاهي صنعتي به آن است.
|